تبليغاتX
خسی در میقات
خانهایمیلآرشیوRss
Search

مسافرت 

تاریخ نگارش: یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 20:48

 

من به یک احساس خالی دلخوشم

 

من به گل های خیالی دلخوشم

 

در کنار سفره اسطوره ها

 

من به یک ظرف سفالی دلخوشم

 

مثل اندوه کویر و بغض خاک

 

با خیال آبسالی دلخوشم

 

سر نهم بر بالش اندوه خویش

 

با همین افسرده حالی دلخوشم

 

در هجوم رنگ در فصل صدا

 

با بهار نقش قالی دلخوشم

 

آسمانم ، حجم سرد یک قفس

 

با غم آسوده بالی دلخوشم

 

گرچه اهل این خیابان نیستم

 

با هوای این حوالی دلخوشم

 

 

سهیل محمودی

 

با درود به شما دوستان بسیار عزیز و ارجمندم

 

از لطف همه شما دوستان سپاسگذارم. بسیاری در قسمت دیدگاه ها نوشته بودند که چرا مدتی

 

هست به روز نکردم.

 

در خرداد ماه درگیر امتحانات پایان ترم بودم و پس از آن به جزیره زیبای کیش رفتم و پس

 

از بازگشت و چند روزی استراحت به شهر بسیار زیبا و دوست داشتنی شیراز رفتم  شهری

 

 با مردمان دوست داشتنی و مهمان نواز.

 

شاید بی جهت نیست که حافظ در تمام عمرش از شیراز خارج نشده. البته حافظ قصد سفر

 

داشت اما هنگامی که به نزدیکی خلیج همیشگی فارس می رسد دلتنگی بی تابش کرد و به

 

شیراز بازگشت و شعر " بلاد غریب " را سرود

 

 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم  *** به مویه های غریبانه قصه پردازم

 

به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار *** که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم

 

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب *** مهیمنا! به رفیقان خود رسان بازم

 

خدای را مددی ای رفیق ره تا من *** به کوی میکده دیگر علم بر افرازم

 

خرد ز پیری من کی حساب بر گیرد *** که باز با صنمی طفل عشق می بازم

 

بجز صبا و شمالم نمی شناسد کس *** عزیز من که به جز باد نیست دمسازم

 

هوای منزل یار ، آب زندگانی ماست *** صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم

 

سرشکم آمد و عیبم بگفت روی بروی *** شکایت از که کنم خانگی ست غمازم

 

ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می گفت *** غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

 

 

و حافظ در جای دیگر می فرماید:

 

خوشا شیراز و وضع بی مثالش *** خداوندا نگه دار از زوالش

 

 

باری، درباره شیراز هرچه بنویسیم کم است. اما در آنجا یک اتفاق بسیار بسیار بسیار خوب

 

برایم افتاد که یکی از بهترین لحظات عمرم است و خواهد بود.

 

در اطراف شیراز و مرودشت کاشت برنج نظرم را جلب کرد. و به گفته شیرازی های عزیز

 

 ذخیره آب زیر زمینی آن مناطق بالاست و نگرانی از بابت آب وجود ندارد و همه زمین

 

های کاشت برنج و کشت گیاهان جالیزی از چاه استفاده می کنند و شبکه استانی فارس نشا

 

برنج در نور آباد ( ممسنی ) را نشان می داد. اما نکته ای که در این بین مرا آزار داد

 

سوزاندن بقایای گیاهی در زمین های کشاورزی در طیفی وسیع بود. این کار امروزه کاری

 

منسوخ شده و نتنها این کار مفید نیست بلکه زیان های بیشتری را به همراه دارد.

 

 

قرار بود که بعد از بازگشت شیراز به شمال و اردبیل سفری داشته باشم که این سفر بنا به

 

دلایلی به سال بعد موکول شد.

 

پی نوشت: سه روز پیش به وبلاگ نارسیسای عزیز رفتم. ایشان نوشته بودند که این روزها

 

بنا به دلایلی به تناسخ روح فکر می کنند و از دیگر دوستان خواستند تا در این باره نظرشان

 

 را بنویسند و قصد دارند که این نظرات را به دوستی دیگر نشان دهند.

 

خواستم نظرم را در وبلاگ ایشان ثبت کنم که هرچه تلاش کردم قسمت نظرات باز نشد و

 

نظرم را در اینجا می نویسم.

 

 

نارسیسای عزیز درود بر شما

 

هر آئینی درباره دنیای پس از مرگ دیدگاه های مختلفی دارد و دیدگاه انسان ها در این مورد هم مختلف است

 

برخی داروینیسم هستند و برخی لائیک و برخی هم معتقد به کتاب های آسمانی. اما درباره تناسخ روح می دانم

 

 که این اعتقاد هندو ها و برخی از بودایی هاست و اعتقاد دارند که روح هر انسانی بسته به اعمال و کردار به

 

انسانی دیگر باز می گردد. اگر در زندگی گذشته خود سختی و رنج ها را تحمل کرده باشد در زندگی بعد زندگی

 

 راحتی خواهد داشت و اگر در زندگی گذشته زندگی مرفهی داشته و زورگو بوده در زندگی بعدی با سختی ها و

 

 ملامت ها خواهد بود و همچنین اعتقاد دارند که حتی ممکن است روح در حیواناتی مانند گاو ، فیل و حشرات

 

 هم وارد شود و شاید یکی از دلایلی که گاو ها برای هندو ها تقدس دارند این باشد و از نظر هندو ها و برخی

 

از بودایی ها این سیکل تا پاک شدن کامل روح ادامه خواهد داشت.

 

باری ، درباره تناسخ روح این ها را می دانم اما بد نیست که در پایان دوبیتی از خیام بگذارم

 

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من *** حل این معما را نه تو دانی و نه من

 

هست در پس پرده گفتگوی من و تو *** آن پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

 

 

 

 

پی نوشت 2: خواستم عکس هایی ازشیراز را در وبلاگ بگذارم اما به علت سرعت پایین

 

 اینترنت هرچه کردم نشد.

 

 

 

روز و روزگار همواره خوش

نگارش شده توسط آرمین | پیوند ثابت |

سخن بزرگان

چارلی چاپرین : خوشبختی یعنی فاصله این بدبختی تا آن بد بختی

با تشکر از همه شما دوستان گرامی

درباره وبلاگ
بیایید به عنوان یک رسانه به وبلاگ نگاه کنیم با دیدگاه های هم آشنا شویم و به دیدگاه های همدیگر احترام بگذاریم و اگر انتقادی هست با ادبیاتی رسانه ای آن را عنوان کنیم تا فرهنگ انتقاد و تمجید را به درستی نهادینه کنیم.

وضعیت من در یاهو
جستجوگر گوگل
Search in all the world & web with Google Search

Copy Right - All Right Reseved

موسقی

امیدوارم که از این موسقی لذت برده باشید