خسی در میقات
|
|
ملی گرایی و جهان گرایی
با درود به شما دوستان عزیز و گرامی چندی پیش که به دنبال مطلبی در موتور جستجوی گوگل می گشتم . تارنمایی نظر مرا به
خود جلب کرد و وارد آن شدم. متوجه شدم که نویسنده آن یکی از طرفداران جهانی شدن
هست کنجکاو شدم تا قسمت نظرات را نیز بخوانم. شخصی از شکوه تاریخ نوشته بود و
نویسنده نیز در جواب آن شخص نوشته بود که تا وقتی به تاریخ توجه شود نمی توان جهانی
گرا بود و جهانی شد. با دیدن این جواب تصمیم گرفتم مقاله ای در این باره بنویسم. ابتدا تعاریفی از جهانی شدن می نویسم چون ممکن است برخی از دوستان با این تعاریف آشنا
نباشند. مالکوم واتزر، جهانی شدن را فرآیندی اجتماعی می داند که در آن قید و بندهای جغرافیایی از
بین می رود. هاروی جهانی شدن را فشردگی در زمان و مکان می داند آنتونی گیدنز ، جهانی شدن را تقویت مناسبات اجتماعی دانسته که مناطق دور از هم را به هم
مرتبط می کند اما جان گری یکی از منتقدان جهانی شدن آن را فقط پدیده ای اقتصادی می داند جدای از این تعاریف ، جهانی شدن را می توان تشدید روابط اجتماعی در سطح جهان دانست
و به عبارتی یکسان شدن و مشابه شدن دنیا است و همانطور که دیدیم برخلاف نظر آن
نویسنده وبرخی طرفداران جهانی شدن سخنی از پیشینه و تاریخ به میان نیامده است. بسیاری از طرفداران جهانی شدن و آن نویسنده ، جهانی گرا بودن را نقطه مقابل ملی گرا
بودن می دانند از نظر من اگر پیشینه خودمان را مورد مطالعه قرار دهیم متوجه می شویم که ایرانیان علاوه
بر ملی گرایی ، جهانی گرا نیز هستند. به عنوان مثال ، در زمان جمشید که 7 کشور در حمایت ایران بودند در روز نخست بهار که
نوروز نامگذاری شد. نمایندگان آن هفت کشور به تخت گاه جمشید می آمدند و علاوه بر تقدیم
کردن گزارش کار خود به جمشید با یکدیگر درباره موضوعات و مشکلات مختلف کنکاش و
مشورت می کردند و در همان راستا برای سال بعد خود برنامه کار می گرفتند. یا در زمان کورش بزرگ ، هنگامی که کورش به بابل لشگر کشید و یهودیان را آزاد کرد
خدای آنان را ستود و اعتقادات آنان را محترم شمرد و به آن ها کمک کرد تا اورشلیم را
بازسازی کنند و یا در زمان داریوش که 25 کشور در حمایت ایران بودند و داریوش با همه آن ها ارتباطی
تنگا تنگ داشت و چون کورش اعتقادات آنان را محترم می شمرد اگر بیشتر پیشینه خود را مطالعه کنیم متوجه می شویم که ارتباطات اجتماعی وسیعی صورت
گرفته و درباره موضوعات مختلف کنکاش و مشورت وجود داشته و این موارد از اصول
جهانی شدن هست باری ، افتخار ما ایرانیان و ملی گرایان این است که ایرانی با همنوعان خود در سراسر
جهان دوستی دیرینه بوده و مشکلات آنان را مانند مشکلات خود می پندارد و با دانش خود
به توسعه کشور های مختلف کمک کرده است و امروزایرانی در بالاترین مسند علم قرار
دارد و افتخار می کند که دریوزه خانه این و آن نیست. نمی دانم چرا برخی از طرفداران جهانی شدن خواندن تاریخ و ارزش آن را بیهوده می دانند
اما بد نیست بدانیم که تاریخ و پیشینه هر کشوری هویت مردم آن کشور بوده و شناسنامه ملی
آنان می باشد و بد نیست بدانیم که اگر مردم کشوری تاریخ خود را نشناسند مجبور به تکرار
آن می شوند. اما تاریخ ما سرشار از رنج هایی هست که به اجدادمان رفته و خواندن آن دل
را به درد می آورد چه برسد به تکرار آن. اما می توان از تاریخ درس گرفت و آینده ای روشن ترسیم کرد همواره شاد باشید و موفق
روز و روزگار خوش پی نوشت : دیروز شنبه ، روز بزرگداشت فیلسوف ، منجم و شاعر حکیم عمر خیام بود
فرهیخته ای که یادش در یاد ما تا ابد ماندگار خواهد بود
نگارش شده توسط آرمین | پیوند ثابت |
سخن بزرگان
چارلی چاپرین : خوشبختی یعنی فاصله این بدبختی تا آن بد بختی با تشکر از همه شما دوستان گرامی
|
درباره وبلاگ
![]() بیایید به عنوان یک رسانه به وبلاگ نگاه کنیم با دیدگاه های هم آشنا شویم و به دیدگاه های همدیگر احترام بگذاریم و اگر انتقادی هست با ادبیاتی رسانه ای آن را عنوان کنیم تا فرهنگ انتقاد و تمجید را به درستی نهادینه کنیم.
جستجوگر گوگل
|